هیچ

گیسو به دندان می گیرد زن زائو تا تولد نوزادش

نوزاد من فریاد می کشد مرا

نمی شناسمش گم اش کرده ام

خود را به دندان می گیرم می کشم  می کشم  می کشم می کشم

جان می کنم

باروری زود بود و زایمان دیر

نوزاد به دندان می گیرد زن زائو را

خون فواره می زند

نوزادم را نمی شناسم

از دور اما می بینم که به جای چشم ساعت

به جای زبان خط کش

به جای گوش هفت تیر دارد...

خون فواره می زند...

نوشته شده در ۱۳۸٩/۱٢/۱٢ساعت ۸:۳٢ ‎ب.ظ توسط mehregan fathi نظرات () |


Design By : Night Skin